نامههای تکاندهنده شهید 17 ساله به مجله «زن روز»

و برای گناهان ریز و درشت دیگرم از خداوند طلب مغفرت میکنم؛ من میروم،
ولی بگذار پدر و مادرم که هر دو دکتر هستند و ادعای تمدن میکنند، بمانند و ...
گروه فرهنگی «خبرگزاری دانشجو»؛ متن زیر حاوی نامه نگاری های یک دانش آموز 17 ساله
با مجله «زن روز» است که پاسخ اولین نامه، چندی پس از شهادت وی در عملیات کربلای 4
به مدرسه اش ارسال شد.
* نامه اول شهید امیر به مجله زن روز در 3/9/1365
به نام خداوند بخشنده و مهربان
خدمت خواهران عزیز و گرامیم در مجله مفید و پربار زن روز؛
من پسری 17 ساله هستم و در خانواده ای مرفه و ثروتمند زندگی می کنم، اما چه ثروتی که می خواهم سر به تنش نباشد. پدر و مادر من هر دو پزشک هستند و از صبح زود تا پاسی از شب را در خارج از منزل سپری می کنند. تازه وقتی هم به خانه می آیند از بس خسته و کوفته هستند، زود می خوابند؛ اصلاً در طول روز یک بار از خود سوال نمی کنند که پسرمان (یعنی من)کجاست؟ حالا چه کار می کند؟ با چه کسی رفت و آمد می کند؟ اما خوشبختانه به حول و قوه الهی من پسری نیستم که از این موقعیت ها سوءاستفاده کنم و خودم را به منجلاب فساد بکشانم.
تقدیم به ساحت مقدس امام زمــان (عج) و افلاکیان عرش نشین..