انا لله و انا الیه راجعون
آی زمین! دلت بی قرار
کیست که می لرزد...
دیدگانمان ابریست، و
سینه مان غم ناک..
شهر پاک شده است از
خانه ها...
تشییع جنازه دلمان
نزدیک است..
ای وای که که ̕شنبه ،تلی از خاک شد...

ای وای که ناله ها
برخاست ،ز خاک طسوج وکاکی...کردلان وباغان...
ناله ها.ضجه ها..اشک
ها..برخاست و فاطمیه وار، سیاه پوش شدند...
.
.
.آی زمین! دلت بی قرار
کیست که اینچنین می لرزد؟
بی گمان قصه ی در سوخته و پهلوی شکسته شنیدی ، که اینطور لرزیدی..
آری میدانم دلت
زهرایی شد و بی قرار لرزیدی..
آی دشتی !چه رازها
بین تان بود؟
که با پرپر شدن یاس
نبوی، عزیزان تو هم زیر آوارها پرپر شدند..
اشک از سر قلبم
میریزد..
سخت است بگویم ازگریه
های پیرمردی، که همسر ودخترانش را ازدست داد،تنها
در
خانه ای نشست،که وسایلش
همه به زیر آوارها ماند..
و فقط همان لباس و
شلواری رو داشت که باآن سر زمین بود..نه پتویی داشت و نه چادری..

و چه درد آور است،
گفتن از کسی که به
دنبال عزیزش ،درمیان گورهای دسته جمعی.. است ..
ومادری که جسد کودکش
را از زیر آوارها بغل کرده..
واویلا که شنبه شده
کربلا..
واویلا..
به گمانم این روزها اشک های کوه نمک ،آن را درخشانتر ازهمیشه کرده است

اما این همه ی ماجرا نیست
باید مرحبا گفت:
به دست های گره خورده
ی ایران وایرانی از شمال وجنوب ازغرب تا به شرقش
همه باهم خواندند
دوبیتی هایی از درمان شنبه..
خواندند:دوباره میرسدعید
بهارت به جان غیرت مردانت
آری دوباره جان می
گیرد از نو،آرزوها...
مثال قد نخلستان
شنبه..

دوباره لبخند را می
نشانیم بر لبان مردمان نجیب و با ایمانت..
الهی به حق مهدی
فاطمه ، در این ایام فاطمیه ،ازدست رفتگان زلزله دشتی را با بانوی
دوعالم محشور وشفاعت
آن حضرت را نصیبشان بگردان..
شنبه فراموش نخواهد کرد تاریخ 92/01/20